تبليغاتX
هستم اگر می روم گر نروم نیستم - دخالتهای خارجی و داخلی
اعتراض
 دخالتهای خارجی و داخلی

دخالتهای خارجی و داخلی

تلاش مردم برای دست یابی به حق مسلم مشارکت در سرنوشت سیاسی شان، بارها و بارها بدلیل دخالتهای نیروهای خارجی و داخلی ناکام مانده است. تعریف و تشریح اندکی از این دخالتهای بی مورد و خطرناک در شرایط سیاسی امروز کشور ضروری است.

اظهار نظرهای سیاسی و تبلیغاتی بسیاری از دولتمردان آمریکایی و دیگر متحدان اروپایی آنان در خصوص موضوعات سیاسی داخلی ایران، عملاً شرایط تشریح بعضی از دخالتهای غیر قانونی و انحصار طلبانهء نیروهای داخلی را نیز دچار گرفتاری و سرگیجه می کند.

 بدون شک مردم راه خود را بهتر از هر دولتمرد داخلی ویا خارجی می توانند تشخیص دهند، اگرچه دخالت خارجیها با حمایت از گروهی خاص و یا متهم نمودن عده ای دیگر در داخل ایران ابهاماتی را در ذهن مردم ایجاد می کند اما به طور حتم هیچگاه  نتوانسته به اندازه دخالتهای بی حساب و کتاب عناصرانحصار طلب داخلی و خود رای سرنوشت سیاسی ملت را تغییر دهد.

علی رغم توصیه صریح و بدون ابهام آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی  در خصوص مجاز نبودن فعالیت نظامیان در عرصه سیاست و قدرت، امروز به تشخیص و دستور مستقیم آقای خامنه ای حضور نظامیان در عرصه سیاست و قدرت، کاملاً آزاد و بسیار جدی است. به طور نمونه، فرمانده سابق نیروی نظامی بسیج سردارعلی رضا افشار درست در ماههای پیش از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، مامور می شوند تا نیروی بسیج را در سراسر کشور آماده سازند و ریئس جمهور منتخب مقام رهبری را از پشتوانه رای مورد نیاز برخوردارسازند.

انتخاب رئیس اجرایی کشور طبق قوانین رسمی خود نظام باید بر اساس رای مردم صورت بگیرد و نه با انتصاب یک شخص و یا اعمال نفوذ سیاسی هر گروه و دسته و تفکر خاص. نقش رهبری در سرنوشت سیاسی یک ملت با تنوع فکری بالا بیشتر می بایست معطوف به اجرای بهتر قوانین باشد و نه تصمیم گیری به جای ملت. استفاده از ابزار سیاسی و مالی فراهم در نزد رهبری چرا می بایست در راستای تعیین سرنوشت ملت باشد و نه همراه و حامی تثبیت رای مردم؟

اشاره آقایان رفسنجانی و کروبی به اوضاع مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری و تغییر ناگهانی سرنوشت سیاسی کشور هم از همین جا نشاًت می گیرد. مردم زیرکانه از این اوضاع آگاهند و دلایل تغییر رای خود را پی می گیرند. اشارات اخیرآقای حسن خمینی در مناسبتهای ایام بهمن ماه هم حکایت از این قصهء تلخ دارد. رهبری نظام،  به بهانهء دخالتهای بی مورد چند دولتمرد خارجی که معمولاً گفتار و اعمال آنها هیچگاه موجب تغییر سرنوشت ملت ایران نشده است فریاد توطئه سر می دهند و خود را محق می بینند تا حقوق قاطع ملت را نادیده بگیرند وبجای مردم انتخاب و انتصاب بکنند.  طبق اصول قانون اساسی قدرت سیاسی رهبر می بایست در خدمت دیدگاهای ملت باشد و نه شخص رهبر. به همین دلیل انتخابات را حق ملت می دانیم ونه حاکم.

انتخابات بی سرو صدای مجلس خبرگان و نتیجه حاصل از آن امکان برقرای تعادل بیشتر را در ساختار قدرت می توانست فراهم بیاورد. نتیجه این انتخابات امکان تلاش جدیدی را برای آقای رفسنجانی فراهم آورد تا  معادلهء قدرت را  دوباره  بازنگری کنند. ایشان رهبری و وظایف خطیرشان را در حوزه نظارت مجلسی می دانند که خود ریاستش را بعهده دارند از این رو طی ملاقاتهای متعدد تلاش کردند تا خطر تجمیع قدرت را نزد رهبری بیشتر خاطر نشان شوند.

مجلس خبرگان در دورهء رهبری رفسنجانی در صورتی می تواند آرام پیش برود که مقام رهبری در امر انتخابات مستقیماً دخالتی نداشته باشند و حاکمیت سیاسی مردم را به نفع دیدگاههای شخصی خود غصب نکنند، در غیر اینصورت مجلس خبرگان می تواند بر اساس قانون اساسی موجود  رهبری را به چالش بکشد.

 اگر چه مقام رهبری با نمایشی که در انتخابات مجلس هشتم به راه انداختند کاملاً مشخص نمودند که نگرانی از این بابت هم ندارند اما رد یا تایید صلاحیت مردم برای شرکت در سرنوشت سیاسی خود، جزو وظایف رهبری نیست و ایشان به عنوان اصلی ترین مداخله گرسیاست داخلی امروز ایران  بیشترین آسیب را به ساختار اعتدال قدرت وارد نمودند.

اما انتصاب علی رضا افشاربه عنوان مرد اول انتخابات دستگاه سیاست داخلی کشور در امتداد همان سیاستی است که مقام رهبری آن را پایه ریزی کرده است. اگر چه افشار از شخصیتهای شناخته شده جریان حقانی است اما این روزها از حضورش درسایه قدرتمند مقام رهبری برو و بیایی پیدا کرده و بهره بسیاربرای او به ارمغان آورده است.

افشار در هفته گذشته در مصاحبه ای اعلام کرد که سه هزار نفر از کاندیدها به علت سوابق و محکومیت های قضایی رد صلاحیت شده اند اما ایشان فراموش کردند که در بخش دیگری از وزارت کشور عده ای دیگر در حال تهیه آمار دقیق رد صلاحیتها می باشند. در گزارش رسمی هفته گذشته وزارت کشور اعلام شد: سی و یک درصد (31%) از هفت هزارو دویست نفر (7200 ) ثبت نام کننده رد صلاحیت شده اند. این تعداد یعنی دوهزارو دویست و سی  دو نفر(2232 ).  آقای افشار بعداً فراموش کردند توضیح بدهند که  هفتصدو شصت و هشت نفر(768) محکوم قضایی چطور از ایشان  اجازه مشارکت در انتخابات مجلس را دریافت نمودند.؟ آیا این همان دقتی است که مقام رهبری و مردم از مسئولین انتظار دارند؟

دخالت در سرنوشت سیاسی ملت اگر از طرف دولتهای خارجی باشد می توان آن را شناخت و محکوم کرد. اما اگر این دخالت از طرف افراد و صاحبان قدرت در داخل کشور باشد آنگاه نمی توان به راحتی آن را تشخیص داد و برای اعتراض به آن تلاش سودمندی انجام داد.

تمایل رهبری به بیرون راندن خیل عظیمی از فعالان سیاسی امروز ایران و باز گذاشتن دست نظامیان در بازار سیاست بدون شک بیشترین آسیب را به روند اعتدال و ثبات و امنیت ایران می زند. خود نظری و تک محوری نتیجه اش هیچ چیز جز دیکتاتوری نیست و سرنوشت دیکتاتورها هم چیزی جز سرنوشت شاه مخلوع، صدام معدوم وپینوشه معذول نمی باشد.

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
 
 
بالا