اقتصاد از نگاه احمدی نژاد
ریئس جمهور احمدی نژاد بدون شک مردی است ساده، رفتار و بینش ایشان از موضوعات اقتصاد کلان در میان دیگر موضوعات مطرح در امر کشور داری مهمترین دلیل باور اینجانب بر سادگی رئیس جمهور است. از روز آغازین ریاست ایشان اقتصاد کشور هرروز آماج گرفتاریهای جدیدتر و سختری شده است. برای شروع می بایست کمی ازدقت و ظرافت ایشان در امر معرفی وزرایاد کرد. وزارت مهم و استراتژیک نفت مدتها بدون وزیر رها در دست سرنوشت و گمانه زنیهای گروهای قدرت به کام بحران مدیریت کشیده شد. این واقعه آنقدر مضحک بود که حتی در میان بزرگان قوم هم به شوخی انتظار ظهور وزیر نفت را با ظهور حضرت ولی عصر مثال می زدند.
این تعلل زیان بار، از طرف بسیاری از یاران و همفکران خود آقای ریئس جمهور چنین توضیح داده می شد که : "ایشان بیشتر از این که بدنبال متخصص باشند بدنبال یکی از دوستانشان می گردند تا دربیشتر اوقات وقتشان را با رفقا بگذرانند". اگر چه این نوع بیان از دوستان هرگز توقع نمی رفت اما بالاخره از دهان معاونت مجلس، یار و همراه آقای ریس جمهور، گفته شد.
بسیاری از وزرا و مدیران اداری و اقتصادی مورد انتصاب احمدی نژاد به سرعت تغییر کردند و بسیاری هرگز نتوانستند به تایید مجلس برسند. عده ای دیگر هم هرگز در حد و اندازه پستهای خود ظاهر نشدند ونمی توانند از عهدهء وظایف سخت و پیچیده خود بر آیند.
مدیریت اجرایی و اقتصادیی در ظرف دوسال و نیم گذشته آنچنان دچار بحران شده است که شخص رئیس جمهور در یکی ازمصاحبه های تلوزیونی معروف خود دست و پا بسته، مشکلات را مرتبت با همه چیز دانستند مگر نحوهء مدیریت اقتصادی خودشان. ایشان البته نتوانستند رشد تورم را در دوره ریاست خود منکر شوند اما هرگز اشاره هم نکردند به سوء مدیریت منابع مالی خود و نفرمودند که دستور صریح و البته ساده لوحانه ایشان بود که چهل میلیارد تومان نقدینگی را یک شبه وارد بازار کشور نمود، امری که سودی جز توروم مضاعف بر دوش اقتصاد بیمار ایران نداشته است.
اقتصاد ایران بدلیل دولتی بودنش بشدت سیاسی هم می باشد. چرخه اقتصاد ایران در دست مردان و زنان فعال در عرصه اقتصاد امروز جهان نیست. اعمال سلیقه حاکمیت در ساختار اقتصادی کشورهر از گاهی تغییر می کند و مشخصاً پیداست که قواعد مرسوم در علم اقتصاد را نمی شناسد. ارتباط تنگاتنگ اقتصاد و سیاست به معنی کنترل سیاست بر چرخه اقتصاد نیست و چنین پنداری اساساً مخصوص آخرین بقایای کمونیست می باشد. چاوز و کاسترو به عنوان قهرمانان امروز احمدی نژاد تنها مدلهای قابل معرفی این نوع باور هستند.
امروز دور از تصور نیست اگر بگوییم که درک یک دانشجوی سال دوم رشته اقتصاد در مواجهه با موضوعات اقتصادی کلان کشوربه مراتب واقعبینانه تر از آقای احمدی نژاد است. اقتصاد بسته و وابسته به نفت ایران نه شانسی برای جذب اعتماد بازارهای سرمایه گذاری خارجی دارد و نه توان کنترل پول بادآوردهء حاصل از فروش نفت را. دولت ازطرفی درتلاش برای کسب سرمایه گذاری خارجی دستش همه جا دراز است واز طرف دیگرآقای ریئس جمهور اعتراف می کند که منابع مالی و بانکها را نتوانستیم کنترل کنیم. تزریق 1.2میلیارد دلاری، یکی دیگر ازهمان وعده های نسنجیده ای است که ایشان اخیراً نوید داده اند. عدم مدیریت دلارهای سرگردان نفت در بازار امروز ایران فقط حجم واردات کالاهای بی کیفیت چینی را افزایش داده است و تولیدات کم بنیه داخلی خودمان در مسیر نابودی قرار گرفته است . صنایع سبک و بومی تا گردن در بدهی به بانکها و صندوقهای قرض الحسنه با بهرهای به اصطلاح اسلامی بیست و پنج درصدی گرفتار آمده و توان حضور در بازار انباشته از واردات چینی را نخواهد داشت. تقاضای یک ملیون شغل در سال در کناربی کاری بیش از سه میلیون کارگردر آینده نزدیک دور از تصور نیست.
بانکها به واسطهء تحریم شورای امنیت امکان خرید خارجی خود را از دست داده اند و اعتبارات مالی بانکهای ایرانی از داخل و خارج کاملاً مصدود است. بانکهای خارجی از تایید اعتبارات بلند مدت (ال سی) مالی مورد درخواست تجار ایران سر باز می زنند و این به معنی به تعویق افتادن مواد اولیه وارداتی صنایع متوسط و بزرگ کشور می باشد.
تمام این اتفاقات ناگوار در شرایطی شکل می گیرد که کشوربرای اولین بار در کل تاریخ صادرات نفتی از بیشترین قیمت فروش این محصول بهرمند است. مشکل ارز وجود ندارد و اتفاقاً انباشت سرمایه در بانک مرکزی مشکل دیگری ایجاد نموده. به زبان دیگر هم پول داریم و هم فقیر هستیم.
آقای ریئس جمهور به دلیل بی توجهی بسیار به مشاورتهای اقتصادی بزرگان امر و اصرار به ساده انگاری این امر پیچیده، مشخصاً اقتصاد کشور را در شرایط نابودی قرار داده است. حذف سازمان برنامه و بودجه و بی اثر انگاشتن تجربهء ارزشمند متخصصان این سازمان قدیمی و آبرومند اگر چه شرایط ساده تری برای اجرای برنامه های کلان ایجاد کرده است اما از طرف دیگر شرایط ریخت و پاش و سهل انگاری بسیاری را نیز فراهم آورده است.
تمرکز تمام این وظایف در دست عده ای دوست و رفیق و هم کیش سیاسی، الزاما موفقیت برای کشور و منافع ملی به ارمغان نمی آورد. آقای ریئس جمهور از طرفی معتقد هستند افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی موجبات افزایش تورم در ایران را فراهم کرده و از طرف دیگر تنزل بهای دلار را مرتبط با گرانیها ارزیابی می کنند. اما فراموش می کنند و یا نمی خواهند توضیح دهند که اگر اقتصاد ایران مثل تمام کشورهای دیگر مرتبط با اقتصاد جهانی است پس چرا ایشان تا این اندازه نسبت به ویرانی چهرهء ایران در جهان سیاست و اقتصاد فعال می باشند؟ ایران به عنوان یکی از پر ریسک ترین کشورهای جهان برای مسافرت و سرمایه گذاری توسط تمام شرکتهای بیمه جهان بشمارمی آید آیا تمام این اوضاع از عملکرد خصمانه استکبار جهانی و دشمنان است؟
اقتصاد تماماً حکومتی ایران در زیر بار تحریمهای جامعه جهانی در حال خورد شدن است و این شکست رابطه ای مستقیم با سیاستهای خارجی حاکمیت ایران دارد. مردم تاوان سنگین کم خردی مسئولین به اصطلاح اصولگرای خود را می پردازند و باید آگاه باشند این شرایط هر روز بحرانی تر می شود.
گفتار و کردار احمدی نژاد پر از تناقضات کودکانه است و نگاه او به سیاست و اقتصاد آنقدر ساده لوحانه است که بسیاری از بزرگان حکومت در داخل و تحلیلگران خارجی دول دیگر او را جوک هزاره می نامند.
|
+| نوشته شده توسط
ارشیا رها در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386
|