تبليغاتX
هستم اگر می روم گر نروم نیستم
اعتراض
 امنیت اجتماعی و حاکمیت اسلامی

امنیت اجتماعی و حاکمیت اسلامی

 

وضعیت امنیت اجتماعی در دوران حاکمیت اسلامی موضوعی است که می بایست به تفصیل بررسی شود. امنیت اجتماعی در تمام مکاتب مذهبی و سیاسی امروز بشری، درصدر لیست توقعات قرار دارد. حاکمیت اسلامی دایر بر سرنوشت مردم ایران به تدریج می رود تا ماهیت فکری خود را در خصوص نحوه برقراری امنیت در اجتماع نهادینه کند. سعادت و خوشبختی مورد نیاز در هر جامعه، رابطه ای مستقیم با تفکر و منش مردم و حاکمیت  اجتماع دارد.  از این رو بسیاری از سیاستها ی معمول در ایران مرتبط با سلایق مذهبی مردم پایه گذاری شده است.

امنیت اجتماعی مردم  با امنیت باورهای مذهبی گره خورده است و حاکمیت اسلامی در تحکیم امنیت باورهای مذهبی مردم می کوشد. روشهای تقویت باورهای مذهبی مردم بسیار متفاوت تعریف شده است و جامعهء رو به جلوی نوین ایران بر خلاف مسیر قدرتمند مذهب وسنت جریانی مخصوص به خود را پیش می راند. علایق متفاوت و نگاهی فراتر از مذهب و سنت در حال شکل گیری است. سالهاست که مدرنیته و مظاهرش مرزهای  فرهنگی و ایئدولوژیک کشور را در نوردیدند و تا داخل پستوهای آخوندهای سنتی و آیت الله های صاحب فتوا پیش روی کردند. تکنولوژی، این میوه مدرنیته در دهان خرافاتی ترین انسانها هم شیرین می نماید.

برقراری امنیت اجتماعی بر پاییه قوانین مدرن دنیای مترقی، اساساً در جامعه ای با مختصات فکری و عقیدتی امروز ایران سازگار نیست. تلاش برای بالا بردن سطح عمومی امنیت شغل، امنیت زندگی شخصی، امنیت سرمایه و سرمایه گذار در کنار امنیت کلام وگفتار همگی می بایست بر پایه یک تفسیر مشخص اتفاق بیافتد که متاسفانه در ایران امروز چنین شرایطی فراهم نیست.

مقام رهبری به عنوان منشا مطلق قدرت خداوند بر روی زمین تعریف و تفسیر خود را از امنیت اجتماعی دارند و قانون اساسی کشور بیان خود را. شورای عالی امنیت ملی با تعویض هر دبیر، دیدگاهش تغییر می کند و مجلس شورای اسلامی هر دوره با حضور نمایندگان جدید تعبیر متفاوتی را پدید می آورد. قوه قضاییه، قضات و سازمانهای حمایتی بهزیستی و کمیته امداد و بنیادهای مجری حمایت از محرومین و مستضعفین نیز همگی در ساختاری کاملاً خود مختار دارای برداشتی مخصوص از امنیت اجتماعی هستند.

تمام این آشفتگی و سردرگمی در شرایطی حاصل می شود که حاکمیت اسلامی با ادعای داشتن برنامه مشخص برای زندگی اجتماعی مردم[طبق آیین مذهبی اسلام]،  تلاش می کند تا با تکیه بر مبانی تنبیهی، امنیت رفته از جامعه را باز پس گرداند. بی کاری بیش از یک ونیم ملیون جوان جویای شغل در کنار بی کاری هزاران کارگر و کارمند روزمزد و قراردادی در کنار رقم وحشت برانگیز زنان بی سرپرست و دختران فراری آنچنان زمینه های نا امنی اجتماعی را فراهم آورده است که حاکمیت اسلامی راه معالجه ای به جز زندان ، اعدام و اجرای تنبیهات فیزیکی در ملاء عام برای جامعه روبه تباهی اش نمی بیند.

استفاده از عامل وحشت برای برقراری امنیت، بدون شک بدترین راه حلی است که می توان آن را تجویز نمود. اندیشه نوین و مدرن راه حلهای بسیار انسانی و تاثیر گذار تری را بر می گزیند. تلاش برای ساختن اقتصادی مبتنی بر واقعیات علمی در کنار ساختار آموزشی که اندیشیدن را ترویج کند می تواند سنگ بنای مطمئن امنیت اجتماعی محسوب شود. استفاده بهینه از منابع مالی عمومی در راستای گسترش آموزش های عملی و کاربردی امکان بالا رفتن مهارتهای فردی را بیشتر می کند و نهایتاً موجب افزایش امنیت اقتصادی فرد می شود.  

 منابع مالی تحت اختیار مذهب،  که از صدقه و انفاق و موسسات خیریه حاصل می شود اگر در چنبره مالکیت مردان مذهبی سیاسی گرفتار نمی آمد می توانست موتور تقویت کارگاهای کوچک تولیدی و آموزشگاهای کاربردی را روشن کند. متاسفانه ثروت بی منتهای انفاق و خیریه در ایران به گونه ای قبیله ای بین آقایان علمای مذهبی و مقربین مقام ولایت تقسیم شده است و دیگر آنکه روحیه مذهبی و سخاوتمند ایرانی، بدون مدیریت علمی و مدرن فقط شرایط ثروتمند شدن دلالان مذهبی و متظاهر را فراهم آورده است.

انواع جرایم اجتماعی ریشه در نا امنی فرد در جامعه دارد. فقر و نبود سازمانهای حمایتی فعال و تاثیر گذار، حقوق بیکاری و درمان مجانی در کنار گرانی افسار گسیخته همگی منشا نامنی فرد را پیش می آورد. فرد مضطرب و نا امن در راه ادامه زندگی، خود منشا نا امنی می شود. این سیکل خطرناک همچون سرطانی لا علاج، اجتماعات را در بر می گیرد و مسیر ترقی فرد و جامعه را به خطر می اندازد. انسجام ملی و هویت مذهبی هر دو آسیب می بینند و فروپاشی اخلاقی جامعه آغاز می شود. حاکمیت برای کنترل این واقعه دردناک  ابزاری در اختیار دارد. مدیریت استراتژیک با مطالعه شاخصهای کلیدی از قبیل نرخ جرم، نرخ بیکاری، رشد جمعیت، تورم، رشد مالکیت خصوصی، رشد علایق ملی و مذهبی و صدها پارامتر مهم دیگر امکان سنجش اوضاع را دارا می باشد.

از آنجای که تحقیقات و مطالعه در تمامی این حوزه ها در ایران فقط در ید اختیار سازمانهای دولتی و امنیتی می باشد عملاً شانس دسترسی به آمار دقیق و قابل استناد، بسیار محدود می باشد. سازمانهای خصوصی و دانشگاهها هم نه اجازه بررسی دارند و نه توان مالی لازم برای این گونه تحقیقات. اما آنچه مجاز پنداشته می شود و در اختیار عموم قرار دارد خود گواه اوضاع وخیم امنیتی در سطح اجتماعات کلان  ایران می باشد.

رواج قتلهای خانوادگی، خودکشی، اعتیاد، سرقتهای مسلحانه و قاچاق مواد مخدر، کالا و ارز همگی نمونه های آشنایی است که آستانه امنیت شهرهای کشور را به حداقل رسانیده است. بنیاد خانوادها به علت افزایش عصبیت و بیماریهای روانی به شدت در خطر از هم پاشیدگی قرار گرفته است. رشد بیماری افسردگی در میان ایرانیها حتی نهادهای بین المللی را هم نگران کرده است. سرخوردگی و نا امیدی جوانان به عنوان اصلی ترین عامل انحراف و عصیان  شمرده می شود و این ها تازه ابتدای یک آشوب روانی در سطح اجتماع پنداشته می شود.

حاکمیت اسلامی به اصطلاح اصولگرا، مست از قدرت، چنان از اوضاع غافل است که به سختی می توان امید داشت این نوع هشدارها را بشنود و یا حتی جدی بگیرد. بی توجهی مسئولان نظام به این اصل مهم هرگز قابل بخشش نیست و شرایط به گونه ای پیش می رود که می توان پیش بینی جامعه ای نا امن و خطرناک را متصور بود. شکست حاکمیت در معرفی یک الگوی مذهبی مقبول، زمینه های بی انگیزه گی را در سطح جامعه فراهم آورده است. نسل جوان فراری از مذهب و معرفت هر روز بیشتر با بازداشگاه  و تنبیه آشنا می شود و نهایتاً جرم را در بستر سیاستهای تنبیهی حاکمیت اسلامی می آموزد.

منبع نفرت و انزجار حاکی از این رفتار در اولین فرصت منفجر می شود و امنیت جامعه به نابودی کشیده می شود. این فرصت در هر شرایطی ممکن است حاصل شود. ایران امروز متاسفانه مستعد چنین وضعیتی است و حاکمیت اسلامی در مواجهه با این انفجار موج جدیدی از کشتار را پیشه خواهد نمود. این پیش گویی نیست و میل و آرزوی هیچ وطن پرستی هم نبوده و نخواهد بود اما متاسفانه عاقبت مللی است که در سایه حاکمیتهای استبدادی و ایئدولوژیک زیست کرده اند.

به امید آنکه ملت ایران هوشیار باشد و آماده، تا هیچ گاه چنین سرنوشت شومی را تجربه نکنند.

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در شنبه سی و یکم فروردین 1387  |
 اقتصاد از نگاه احمدی نژاد

اقتصاد از نگاه احمدی نژاد

 ریئس جمهور احمدی نژاد بدون شک مردی است ساده، رفتار و بینش ایشان از موضوعات اقتصاد کلان در میان دیگر موضوعات مطرح در امر کشور داری  مهمترین دلیل باور اینجانب بر سادگی رئیس جمهور است. از روز آغازین ریاست ایشان اقتصاد کشور هرروز آماج گرفتاریهای جدیدتر و سختری شده است. برای شروع می بایست کمی ازدقت و ظرافت ایشان در امر معرفی وزرایاد کرد. وزارت مهم و استراتژیک نفت مدتها بدون وزیر رها در دست سرنوشت و گمانه زنیهای گروهای قدرت به کام بحران مدیریت کشیده شد. این واقعه آنقدر مضحک بود که حتی در میان بزرگان قوم هم به شوخی انتظار ظهور وزیر نفت را با ظهور حضرت ولی عصر مثال می زدند.

این تعلل زیان بار، از طرف بسیاری از یاران و همفکران خود آقای ریئس جمهور چنین توضیح داده می شد که : "ایشان بیشتر از این که بدنبال متخصص باشند بدنبال یکی از دوستانشان می گردند تا دربیشتر اوقات وقتشان را با رفقا بگذرانند". اگر چه این نوع بیان از دوستان هرگز توقع نمی رفت اما بالاخره از دهان معاونت مجلس، یار و همراه آقای ریس جمهور، گفته شد.

بسیاری از وزرا و مدیران اداری و اقتصادی مورد انتصاب احمدی نژاد به سرعت تغییر کردند و بسیاری هرگز نتوانستند به تایید مجلس برسند. عده ای دیگر هم هرگز در حد و اندازه پستهای خود ظاهر نشدند ونمی توانند از عهدهء وظایف سخت و پیچیده خود بر آیند.

مدیریت اجرایی و اقتصادیی در ظرف دوسال و نیم گذشته آنچنان دچار بحران شده است که شخص رئیس جمهور در یکی ازمصاحبه های  تلوزیونی معروف خود دست و پا بسته، مشکلات را مرتبت با همه چیز دانستند مگر نحوهء مدیریت اقتصادی  خودشان. ایشان البته نتوانستند رشد تورم را در دوره ریاست خود منکر شوند اما هرگز اشاره هم نکردند به سوء مدیریت منابع مالی خود و نفرمودند که دستور صریح و البته ساده لوحانه ایشان بود که چهل میلیارد تومان نقدینگی را یک شبه وارد بازار کشور نمود، امری که سودی جز توروم مضاعف  بر دوش اقتصاد بیمار ایران نداشته است.

اقتصاد ایران بدلیل دولتی بودنش بشدت سیاسی هم می باشد. چرخه اقتصاد ایران در دست مردان و زنان فعال در عرصه اقتصاد امروز جهان نیست. اعمال سلیقه حاکمیت در ساختار اقتصادی کشورهر از گاهی تغییر می کند و مشخصاً پیداست که قواعد مرسوم در علم اقتصاد را نمی شناسد. ارتباط تنگاتنگ اقتصاد و سیاست به معنی کنترل سیاست بر چرخه اقتصاد نیست و چنین پنداری اساساً مخصوص آخرین بقایای کمونیست می باشد. چاوز و کاسترو به عنوان قهرمانان امروز احمدی نژاد تنها مدلهای قابل معرفی  این نوع باور هستند.

امروز دور از تصور نیست اگر بگوییم که درک یک دانشجوی سال دوم رشته اقتصاد در مواجهه با موضوعات اقتصادی کلان کشوربه مراتب واقعبینانه تر از آقای احمدی نژاد است. اقتصاد بسته و وابسته به نفت ایران نه شانسی برای جذب اعتماد بازارهای سرمایه گذاری خارجی دارد و نه توان کنترل پول بادآوردهء حاصل از فروش نفت را. دولت ازطرفی درتلاش برای کسب سرمایه گذاری خارجی دستش همه جا دراز است واز طرف دیگرآقای ریئس جمهور اعتراف می کند که منابع مالی و بانکها را نتوانستیم کنترل کنیم. تزریق 1.2میلیارد دلاری، یکی دیگر ازهمان وعده های نسنجیده ای است که ایشان اخیراً نوید داده اند. عدم مدیریت دلارهای سرگردان نفت در بازار امروز ایران فقط حجم واردات کالاهای بی کیفیت چینی را افزایش داده است و تولیدات کم بنیه داخلی خودمان در مسیر نابودی قرار گرفته است . صنایع سبک و بومی تا گردن در بدهی به بانکها و صندوقهای قرض الحسنه با بهرهای به اصطلاح اسلامی بیست و پنج درصدی گرفتار آمده و توان حضور در بازار انباشته از واردات چینی را نخواهد داشت.  تقاضای یک ملیون شغل در سال در کناربی کاری بیش از سه میلیون کارگردر آینده نزدیک دور از تصور نیست.

بانکها به واسطهء تحریم شورای امنیت امکان خرید خارجی خود را از دست داده اند و اعتبارات مالی بانکهای ایرانی از داخل و خارج کاملاً مصدود است. بانکهای خارجی از تایید اعتبارات بلند مدت (ال  سی) مالی مورد درخواست تجار ایران سر باز می زنند و این به معنی به تعویق افتادن مواد اولیه وارداتی  صنایع متوسط و بزرگ کشور می باشد.

تمام این اتفاقات ناگوار در شرایطی شکل می گیرد که کشوربرای اولین بار در کل تاریخ صادرات نفتی از بیشترین قیمت فروش این محصول بهرمند است. مشکل ارز وجود ندارد و اتفاقاً انباشت سرمایه در بانک مرکزی مشکل دیگری ایجاد نموده.  به زبان دیگر هم پول داریم و هم فقیر هستیم.

آقای ریئس جمهور به دلیل بی توجهی بسیار به مشاورتهای اقتصادی بزرگان امر و اصرار به ساده انگاری این امر پیچیده، مشخصاً اقتصاد کشور را در شرایط نابودی قرار داده است. حذف سازمان برنامه و بودجه و بی اثر انگاشتن تجربهء ارزشمند متخصصان این سازمان قدیمی و آبرومند اگر چه شرایط ساده تری برای اجرای برنامه های کلان ایجاد کرده است اما از طرف دیگر شرایط ریخت و پاش و سهل انگاری بسیاری را نیز فراهم آورده است.

تمرکز تمام این وظایف در دست عده ای دوست و رفیق و هم کیش سیاسی، الزاما موفقیت برای کشور و منافع ملی به ارمغان نمی آورد. آقای ریئس جمهور از طرفی معتقد هستند افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی موجبات افزایش تورم در ایران را فراهم کرده و از طرف دیگر تنزل بهای دلار را مرتبط با گرانیها ارزیابی می کنند. اما فراموش می کنند و یا نمی خواهند توضیح دهند که اگر اقتصاد ایران مثل تمام کشورهای دیگر مرتبط با اقتصاد جهانی است پس چرا ایشان تا این اندازه نسبت به ویرانی چهرهء ایران در جهان سیاست و اقتصاد فعال می باشند؟ ایران به عنوان یکی از پر ریسک ترین کشورهای جهان برای مسافرت و سرمایه گذاری توسط تمام شرکتهای بیمه جهان بشمارمی آید آیا تمام این اوضاع از عملکرد خصمانه استکبار جهانی و دشمنان است؟

اقتصاد تماماً حکومتی ایران در زیر بار تحریمهای جامعه جهانی در حال خورد شدن است و این شکست رابطه ای مستقیم با سیاستهای خارجی حاکمیت ایران دارد. مردم تاوان سنگین کم خردی مسئولین به اصطلاح اصولگرای خود را می پردازند و باید آگاه باشند این شرایط هر روز بحرانی تر می شود.

گفتار و کردار احمدی نژاد پر از تناقضات کودکانه است و نگاه او به سیاست و اقتصاد آنقدر ساده لوحانه است که بسیاری از بزرگان حکومت در داخل و تحلیلگران خارجی دول دیگر او را جوک هزاره می نامند.

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386  |
 سربلندی آزادگان

پیروزی  کاندیدهای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام را به همه دانشجویان آزاده تبریک می گوییم.

بار دیگر فریاد می زنیم که هیچ کس نمی توان با هیچ وسیله ای نمی تواند  حق را از صاحب حق سلب کند. بار دیگر  دانشجویان آزاده و اصیل ایرانی ثابت کردند که آنها همیشه در صحنه حضور دارند واز هیچ چیز نمی ترسند و نسبت به کسانی که با خون ودل به کشورشان وفادارند و سعی در اصلاح جامعه دارند وفادارند. با تمام مشکلات وسختی هایی که برای این تشکل در این روزها بوجود آورده بودند یک بار دیگر موفق شد اکثریت آرای دانشجویی را به خود اختصاص دهد.

مرحبا به غیرت وعزت و شرف شما دانشجویان عزیز

گذشته ،حال و اینده از آن شماست چون تسلیم خواسته دیگران نشده اید و کاری که دوست داشتید انجام دادید. دانشجویان ما باید بدانند هیچ چیز مهمتر از این نیست که انسان زند گی خود را دوست داشته باشد. اگر تمام امکانات دنیا را در اختیار شما بگذارند ولی  شما را مجبور به پذیرش اعتقادی کنن که شما دوست ندارید شاید در آن لحظه خود را راضی کنید اما مطمئن باشید در آینده از اینکه آن جور که می خواستید زنگی نکرده اید پشیمان خواهید بود .

پس نمی گوییم به ما بپیوندید بلکه میگوییم به آنچه که دوست دارید بپیوندید.

ما به راستی این جور زندگی کردن را دوست داریم . شما دوست دارید چگونه زندگی کنید؟

آیا شما دوست دارید دیگران برای شما تصمیم بگیرند ؟ آیا شما می خواهید خواسته های دیگران را تامین کنید و خواسته ها و اعتقادات خود را می خواهید فدای خواسته خود کنید؟

دوستان تنها چیزی که از شما می خواهم این است که بیشتر فکر کنید؟

 

iran_-pasargad.jpg

 

وصیت نامه داریوش کبیر
  اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .


|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در چهارشنبه هشتم اسفند 1386  |
 دخالتهای خارجی و داخلی

دخالتهای خارجی و داخلی

تلاش مردم برای دست یابی به حق مسلم مشارکت در سرنوشت سیاسی شان، بارها و بارها بدلیل دخالتهای نیروهای خارجی و داخلی ناکام مانده است. تعریف و تشریح اندکی از این دخالتهای بی مورد و خطرناک در شرایط سیاسی امروز کشور ضروری است.

اظهار نظرهای سیاسی و تبلیغاتی بسیاری از دولتمردان آمریکایی و دیگر متحدان اروپایی آنان در خصوص موضوعات سیاسی داخلی ایران، عملاً شرایط تشریح بعضی از دخالتهای غیر قانونی و انحصار طلبانهء نیروهای داخلی را نیز دچار گرفتاری و سرگیجه می کند.

 بدون شک مردم راه خود را بهتر از هر دولتمرد داخلی ویا خارجی می توانند تشخیص دهند، اگرچه دخالت خارجیها با حمایت از گروهی خاص و یا متهم نمودن عده ای دیگر در داخل ایران ابهاماتی را در ذهن مردم ایجاد می کند اما به طور حتم هیچگاه  نتوانسته به اندازه دخالتهای بی حساب و کتاب عناصرانحصار طلب داخلی و خود رای سرنوشت سیاسی ملت را تغییر دهد.

علی رغم توصیه صریح و بدون ابهام آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی  در خصوص مجاز نبودن فعالیت نظامیان در عرصه سیاست و قدرت، امروز به تشخیص و دستور مستقیم آقای خامنه ای حضور نظامیان در عرصه سیاست و قدرت، کاملاً آزاد و بسیار جدی است. به طور نمونه، فرمانده سابق نیروی نظامی بسیج سردارعلی رضا افشار درست در ماههای پیش از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، مامور می شوند تا نیروی بسیج را در سراسر کشور آماده سازند و ریئس جمهور منتخب مقام رهبری را از پشتوانه رای مورد نیاز برخوردارسازند.

انتخاب رئیس اجرایی کشور طبق قوانین رسمی خود نظام باید بر اساس رای مردم صورت بگیرد و نه با انتصاب یک شخص و یا اعمال نفوذ سیاسی هر گروه و دسته و تفکر خاص. نقش رهبری در سرنوشت سیاسی یک ملت با تنوع فکری بالا بیشتر می بایست معطوف به اجرای بهتر قوانین باشد و نه تصمیم گیری به جای ملت. استفاده از ابزار سیاسی و مالی فراهم در نزد رهبری چرا می بایست در راستای تعیین سرنوشت ملت باشد و نه همراه و حامی تثبیت رای مردم؟

اشاره آقایان رفسنجانی و کروبی به اوضاع مرتبط با انتخابات ریاست جمهوری و تغییر ناگهانی سرنوشت سیاسی کشور هم از همین جا نشاًت می گیرد. مردم زیرکانه از این اوضاع آگاهند و دلایل تغییر رای خود را پی می گیرند. اشارات اخیرآقای حسن خمینی در مناسبتهای ایام بهمن ماه هم حکایت از این قصهء تلخ دارد. رهبری نظام،  به بهانهء دخالتهای بی مورد چند دولتمرد خارجی که معمولاً گفتار و اعمال آنها هیچگاه موجب تغییر سرنوشت ملت ایران نشده است فریاد توطئه سر می دهند و خود را محق می بینند تا حقوق قاطع ملت را نادیده بگیرند وبجای مردم انتخاب و انتصاب بکنند.  طبق اصول قانون اساسی قدرت سیاسی رهبر می بایست در خدمت دیدگاهای ملت باشد و نه شخص رهبر. به همین دلیل انتخابات را حق ملت می دانیم ونه حاکم.

انتخابات بی سرو صدای مجلس خبرگان و نتیجه حاصل از آن امکان برقرای تعادل بیشتر را در ساختار قدرت می توانست فراهم بیاورد. نتیجه این انتخابات امکان تلاش جدیدی را برای آقای رفسنجانی فراهم آورد تا  معادلهء قدرت را  دوباره  بازنگری کنند. ایشان رهبری و وظایف خطیرشان را در حوزه نظارت مجلسی می دانند که خود ریاستش را بعهده دارند از این رو طی ملاقاتهای متعدد تلاش کردند تا خطر تجمیع قدرت را نزد رهبری بیشتر خاطر نشان شوند.

مجلس خبرگان در دورهء رهبری رفسنجانی در صورتی می تواند آرام پیش برود که مقام رهبری در امر انتخابات مستقیماً دخالتی نداشته باشند و حاکمیت سیاسی مردم را به نفع دیدگاههای شخصی خود غصب نکنند، در غیر اینصورت مجلس خبرگان می تواند بر اساس قانون اساسی موجود  رهبری را به چالش بکشد.

 اگر چه مقام رهبری با نمایشی که در انتخابات مجلس هشتم به راه انداختند کاملاً مشخص نمودند که نگرانی از این بابت هم ندارند اما رد یا تایید صلاحیت مردم برای شرکت در سرنوشت سیاسی خود، جزو وظایف رهبری نیست و ایشان به عنوان اصلی ترین مداخله گرسیاست داخلی امروز ایران  بیشترین آسیب را به ساختار اعتدال قدرت وارد نمودند.

اما انتصاب علی رضا افشاربه عنوان مرد اول انتخابات دستگاه سیاست داخلی کشور در امتداد همان سیاستی است که مقام رهبری آن را پایه ریزی کرده است. اگر چه افشار از شخصیتهای شناخته شده جریان حقانی است اما این روزها از حضورش درسایه قدرتمند مقام رهبری برو و بیایی پیدا کرده و بهره بسیاربرای او به ارمغان آورده است.

افشار در هفته گذشته در مصاحبه ای اعلام کرد که سه هزار نفر از کاندیدها به علت سوابق و محکومیت های قضایی رد صلاحیت شده اند اما ایشان فراموش کردند که در بخش دیگری از وزارت کشور عده ای دیگر در حال تهیه آمار دقیق رد صلاحیتها می باشند. در گزارش رسمی هفته گذشته وزارت کشور اعلام شد: سی و یک درصد (31%) از هفت هزارو دویست نفر (7200 ) ثبت نام کننده رد صلاحیت شده اند. این تعداد یعنی دوهزارو دویست و سی  دو نفر(2232 ).  آقای افشار بعداً فراموش کردند توضیح بدهند که  هفتصدو شصت و هشت نفر(768) محکوم قضایی چطور از ایشان  اجازه مشارکت در انتخابات مجلس را دریافت نمودند.؟ آیا این همان دقتی است که مقام رهبری و مردم از مسئولین انتظار دارند؟

دخالت در سرنوشت سیاسی ملت اگر از طرف دولتهای خارجی باشد می توان آن را شناخت و محکوم کرد. اما اگر این دخالت از طرف افراد و صاحبان قدرت در داخل کشور باشد آنگاه نمی توان به راحتی آن را تشخیص داد و برای اعتراض به آن تلاش سودمندی انجام داد.

تمایل رهبری به بیرون راندن خیل عظیمی از فعالان سیاسی امروز ایران و باز گذاشتن دست نظامیان در بازار سیاست بدون شک بیشترین آسیب را به روند اعتدال و ثبات و امنیت ایران می زند. خود نظری و تک محوری نتیجه اش هیچ چیز جز دیکتاتوری نیست و سرنوشت دیکتاتورها هم چیزی جز سرنوشت شاه مخلوع، صدام معدوم وپینوشه معذول نمی باشد.

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
 نطق ناتمام مهندس بازرگان در مورد انتخابات آزاد در مجلس اول

نطق ناتمام مهندس بازرگان در مورد انتخابات آزاد در مجلس اول

راجع انتخابات مجلس آينده مي خواهم صحبت کنم. نهضت آزادي اولين گروهي خواهد بود که با مقابله با استبداد و رجعت طاغوت خواهد پرداخت. اما آرمان مشترک، يعني مثلث مقدس آزادي ملت، استقلال مملکت، استقلال جمهوري اسلامي با دو اصل مقدس ديگر، يعني حاکميت ملي و اجراي قانون اساسي، مخمسي تشکيل مي دهند که پنج ضلع آن وابستگي ملازم متقابل با هم داشته، حيات و قوامشان در گروي انتخابات آزاد مي باشد.
اگر ما مجلس آزاد مستقلي نداشته باشيم که متعلق و منبعث از تمام ملت باشد، دير يا زود جمهوري اسلامي مانند سلف خود مشروطيت سلطنتي با حفظ صورت و عنوان، تبديل به نوعي استبداد و نظام طاغوتي متکي به استيلاي خارجي خواهد شد. هميشه و همه جاي دنيا استبداد از روزي شروع شده است که يک شاه، يک خاندان، يک طبقه و حتي يک مکتب خواسته است ولو با حسن نيت و به قصد خدمت، خود را يگانه مالک، يگانه مسئول و يگانه مامور بر سايرين تصور و بر جامعه تحميل نموده، وقعي به رضايت و راي مردم ننهد. در حاليکه مجلس هاي شوراي واقعي و آزادي هاي اجتماعي، آخرين و بلکه يگانه سنگرهاي استقلال کشورها و ضامن بقاء و سعادت ملت ها هستند.
شما نمايندگان محترم و کساني که زمام امور، فعلاً در اختيارشان است، دو راه در پيش داريد:
اجراي انتخابات در شرايط و جو حاضر
انجام انتخابات واقعاً آزاد و ملي بر طبق قانون اساسي
بديهي است که در شرايط حاکم و محيطي که روزنامه ها و رسانه هاي گروهي، راهپيمايي ها و اجتماعات، محاکم و منابر، نهاد ها و جمعه ها حالت انحصاري يک طرفه داشته، مخالفين و معترضين و غير موافقين، محروم از روزنامه و اجتماعات و سخنراني هاي عمومي باشند و در صورت نامزد انتخابات شدن، نگران از حملات و خطرات شديد، خصوصاً در شهرستان ها باشند، با چنين احوال و اشکالات، هيچ انتخاباتي را هيچ آدم منطقي منصف، انتخابات آزاد نخواهد گفت.
عکس العمل طبيعي و معني دار مردم اگر به حال خود گزارده شوند، تعلل و تقليل مشارکت است، بنابراين از پشت اين تريبون اعلام مي نمايم که انتخابات خالي از آزادي و نظارت ملي و مجلس حاصل از آن فاقد کمترين اثر براي اهداف فوق و عاري از اعتبار و ارزش از نظر شرعي و قانوني و حقوقي بوده، هر اکثريتي که آورده شود و هر ادعايي که از استقلال و تاييد مردم بنمايند، مردود و باطل است.
انتخابات واقعاً آزاد اين است که اسماً و رسماً به دور از تبعيض و تظاهر و از هم اکنون که چند ماه به زمان انتخابات مانده است، اعلام و اجراي آزادي گرديده، اجازه نطق و نوشتن و گرد آمدن، آن طور که قانون اساسي و قانون مطبوعات مقرر داشته است به موافق و مخالف داده شود؛ همه افراد ملت در اظهار عقيده و انتقاد و اعتراض در انتخابات نمايندگان خود آزاد باشند و از تهمت و تهديد... (در این لحظه نطق پیش از دستور مهندس بازرگان به دلیل اعتراض شدید و شعارهای مرگ بر بازرگان نمایندگان و سکوت رضایت آمیز هاشمی رفسنجانی رییس وقت مجلس نا تمام می ماند)

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386  |
 چه کسی مقصر است؟

چه کسی مقصر است؟

ایام انتخابات است و مردم بدرستی درصدد یافتن راهی برای نجات از معضلات اقتصادی هستند. همه جا می شود به راحتی دید و شنید که چطور نگرانیهای مردم با فساد اقتصادی و نا کارآمدی دولت فعلی گره خورده است.  فساد مالی و اداری در تمام کشورهای جهان وجود دارد و فقط از قید اندازه با هم متفاوت می باشند.  موسسات بین المللی تحت نظر سازمان ملل و صندوق جهانی پول هر ساله گزارشی در خصوص وضعیت فساد مالی و اداری در کشورها انتشار می دهند.[ لطفاً در انتهای مقاله از لینک مورد نظر بازدید کنید.]

این موسسه بین اللمللی کاملاً غیر دولتی و مستقل بوده و از سال 1995 تا به امروز گزارشات بسیار قابل اعتمادی را به دنیای اقتصاد و سیاست ارائه داده است. مجموعه تحقیقات این موسسه براساس مطالعات دقیق چهارده منبع معتبر جهانی دیگر است. روشهای مورد استفاده نیز از علمی ترین و ذیرکانه ترین  روشها می باشند. بررسی تجارتهای روزمره و ارتباط این تجارتها با سیاستمداران و صاحبین قدرت و آمیختگی آنان بر سرنوشت اقتصادی کشورها و نهایتاً جهان فقط یکی از این روشهاست.  پوستر معرف این سازمان در سال میلادی گذشته با سئوالی به این مضموم همراه بود. "چه مقدار کشور شما فاسد است؟ در ادامه و توضیح این سئوال می نویسد فساد می تواند مثل مصیبتهای طبیعی ویران کننده باشد." این سئوال ساده اما تکان دهنده بسیاری اوقات ذهن من و شما را مشغول داشته است. به امید تلاشی صادقانه در راه ارتقاع اطلاعات و بینش مورد نیاز کشور در مواجهه با این معضل بشری در این مقاله سعی خواهم کرد وضعیت فساد را در ایران  بررسی وآن را با چند کشور دیگر مقایسه کنم.

طبق جدول جهانی منتشر شده در سال 2007 کشورهای دانمارک، فنلاند و نیوزلند مشترکاً رتبه سلامت ترین کشورهای جهان را به خود اختصا ص داده اند. و کشورهای سومالی و میانمار بعد از عراق مشترکاً در رتبه 179 یعنی انتهای جدول قرار گرفته اند.

اما ایران معتقد و مذهبی که حدود سی سال است تحت رهبری مردان مذهبی زاهد پیشه اداره می شود. متاسفانه در رتبه 131مشترک با کشورهای یمن، فیلیپین، نپال، لیبی،هونداروس و براندی قرار گرفته است. ایران در رتبه بندی منطقه ای هم در خاورمیانه متاسفانه قبل از سوریه و عراق سومین کشور انتهای جدول می باشد. البته قابل توجه است که اسرائیل در رتبه اول منطقه ای و 30 جهانی می باشد.

باید بپذیریم که این گونه اطلاعات  از نظر جامعه جهانی معتبر شناخته می شود و سیاستهای اقتصادی کلان کشورها بر اساس همین اطلاعات پایه گذاری می شود. شاید از نظر عده ای از ما تمام این اطلاعات دسیسه و توطئعه پنداشته شود اما دنیای امروز گوشش به این حرفها نبوده و نمی باشد.

حاکمیت در مواجهه با این نوع اسناد معمولاً بخش خصوصی را مقصر می داند و بسیار کودکانه مسئولیت خود را نادیده می گیرد.  اما واقعیت چیز دیگری است. به استناد فرمایشات یکی از مدیران  بانکی معتبر در کشور آقای پرویز اقیلی در بانک کار آفرینان " بخش خصوصی اقتصاد ایران بیش از 20 درصد کل اقتصاد کشور نمی باشد."

 این حقیقت غیر قابل انکار خود بهترین دلیل برای فساد بالای اقتصاد کشور است. هشتاد درصد توان اقتصادی کشور مستقیماً مرتبط با ساختار حاکمیت و مدیران معتقد و مذهبی آن می باشد.

حال در نگاهی دقیق تر می توان فهمید که چرا حتی نمی توان در خصوص فساد واقعی دستگاه اقتصادی کشور حرفی زد و گزارشی منتشر کرد. درآمد نفت و پروژه های مرتبط با این صنعت بسیار محرمانه بوده و تحت هیچ شرایطی این اطلاعات درج نمی یابد. بنیادهای مستضعفان و جانبازان با بیش از 1200 شرکت اقماری بیش از چهل درصد از اقتصاد کشور را در اختیار دارند. این بنیادها هرگز حسابرسی نمی توانند شد. پرسشها و ابهامات بسیاری در عملکرد انحصاری و بسیار بسته این دستگاهها وجود دارد که هیچگاه مطبوعات و رسانه های جمعی نتوانستند به آن بپردازند.

گر چه  رشوه خواری و در زبان محاوره ای مردم " پارتی بازی" در احوال اداری ایران امروز کاملاً عرف و باب شده است، اما عواقب این سرطان هیچ چیز جز مرگ تدریجی بنیانهای اقتصاد و هویت ملی کشور نمی باشد.

حضور نظامی سپاه پاسداران در اقتصاد کشور خود دلیل دیگری است بر این ادعا،هر جا که قدرت نظامی با قدرت پول در آمیخته شده است نتیجه مثبت نداشته وبلعکس شرایط رشد فساد مضاعف را فراهم آورده. از سال هزار سیصد و شصت با تغییر اساسنامه سپاه، این نیروی نظامی اجازه یافت تا در بعضی از پروژهای عمرانی فعالیت کند اما رشد فعالیت این نیروی نظامی در ساختار مالی و اعتباری کشور چنان شتاب گرفته که فقط بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد، سقف قراردادهای کلان اقتصادی  سپاه  در شرایط یکطرفه و بدون رقابت آزاد به مبلغ دوازده میلیارد دلار رسیده است. این مبلغ در دولتهای قبلی فقط چهار میلیارد دلار بوده است.

به طور مثال پروژه خط لوله خلیج فارس به پاکستان فاز 8، به مبلغ 1.4 میلیارد دلار به سپاه واگذار شد اما این پروژه به نیمه راه نرسیده پایان یافت و جز عده ای معدود و پروردگار عالم هیچ کس دیگر نمی داند که چه بلایی بر سر مبلغ به این کلانی آمده است. پروژه، تحت نظر عالی ترین مقامات سیاسی و نظامی کشور اداره می شود و کس را یارای "پرسیدن" از آنان نیست .

تمام این سازمانها و بنیادهای اقتصادی مستقیماً تحت نظارت مقام رهبری است و دفتر ایشان هیچگاه درصدد انتشار حساب بر نیا مده است. آیا ایشان صلاحیت دارند در خصوص عدالت حضرت علی (ع) سخن براند؟ آیا ایشان نمی بینند و نمی شنوند؟ آیا می توان مسلمان بود و آزاده بود و به اصالت وجودی مردی چون حسین بن علی(ع) ایمان داشت و از خود نپرسید که بر ما چه می گذرد؟

رهبری به عنوان مسئول سیاستگذاری های این نظام و اقتصاد هشتاد درصدی در اختیار ایشان و دولت مورد حمایتشان می بایست به محضر مردم و خداوند پاسخگو باشند.

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386  |
 انتخابات مجلس می تواند آزاد و منصفانه باشد؟

انتخابات مجلس می تواند آزاد و منصفانه باشد؟

آیت الله جنتی رئیس شورای نگهبان بدون شک این روزها به عنوان قدرتمندترین مرد سیاست ایران سرنوشت سیاسی ملت را به دست گرفته است. ایشان به لطف شغل حساسشان، سالهاست که جریان سیاسی کشور را اداره می کنند. هم ایشان بارها وبارها نظرات شخصی، سیاسی و جناحی خود را مقدم بر قانون دانسته است و شخصیتهایی سیاسی و  هوادار آنان را از دستیابی به حقوق مسلم خود بازداشته اند.

 قانون اساسی کشور در بند 37خود به صراحت کافی مشخص می نماید که افراد بی گناه اند تا زمانی که خلاف آن به اثبات برسد اما متاسفانه این اصل مقدس از نظر آقای جنتی از پشتوانه منطقی کافی برخوردار نیست. ایشان در آخرین سخنرانی خود در کنگره روئسای شورای نگهبان استانها به طور علنی گفتند" عده ای هنوز وجود دارند که اصل برائت افراد را باور دارند و این اصلاً توجیه قانونی ندارد." . جالب این  است که این سخنرانی در خصوص انتخابات مجلس دوره هشتم ایراد می شد.

اگر نگاهی به عملکرد دوره قبل این شورا بی اندازیم متوجه می شویم که چرا تا این اندازه نگرانیها افزایش یافته است. در دوره هفتم طبق آمار و گزارش های خود شورای نگهبان، بیش از چهار هزار ایرانی رد صلاحیت شده اند.  بیش از هزارو چهارصد نفر از این افراد طبق بند یک ماده 28 قانون انتخابات، رد صلاحیت شده اند. این ماده قانونی حکایت از رد صلاحیت افرادی می دهد که اعتقاد عملی به دین اسلام ندارند. اما جالب توجه این است که 89 نفر از رد صلاحیت شدگان، نمایندگان مجلس دوره ششم بودند و همگی بر اساس این بند قانونی رد صلاحیت شده اند. اینکه چطور می توان ظرف چند سال خدمت در مجلس شورای اسلامی، اعتقاد عملی به دین اسلام را از دست داد، دیگر از آن موضوعاتی است که شورای نگهبان هیچگاه پاسخی به آن نداده است و نخواهد داد.

حالا چه مقدار می توان امیدوار بود به انصاف و بی طرفی آیت الله جنتی برای این دوره هشتم مجلس؟ همانطور که حتماً می دانید بخش بسیاری از گروهای اصلاح طلب پیشاپیش نگرانیهای خود را از اوضاع اعلام کرده اند. تبعیض فاحش برای تایید صلاحیت افراد آنقدر تاثیر گذار شده است که حتی بسیاری از افراد متعلق به پیکره سیاسی و عقیدتی نظام هم بی پروا نگرانی خود را اظهار می کنند.

اما حضور نظامیان در ساختار اداری و کنترلی انتخابات یکی دیگر از نگرانیهایست که متاسفانه کمتر سیاسیتمداری در ایران شجاعت اعتراض به آن را دارد. به طور مثال رئیس اداره انتخابات استان تهران آقای صفر علی براتلو همان آقای براتلویی هستند که تا اواسط سال هشتادو پنج رئیس تشکیلاتی بسیج بوده است. هر چند که ایشان تنها مسئول نظامی موجود در ساختار   اداری انتخاباتی امروز کشور نیستند.

نگرانی آنقدر زیاد هست که بسیاری از آقایان و علما حتی جرات نکردند خودشان را کاندید کنند. ترس از رد صلاحیت شدن و یا کاندید ناتوان و بی اثر بودن در گفتار و رفتار سیاسی همگان موج می زند. گویا غالباً می دانند آبروی سیاسی و خانوادگی شان در خطر است.   نماینده شدن اگر چه کار ساده ای نیست اما هنوز به لطف رفتار و گفتار ولایت پسند، ممکن است. آقایان بهتر است فکر فردای بعد از انتخابات باشند. تکرار شعارهای انتخاباتی و قولهای تهی از عمل، آبروی نظام را برده است و امروز خطیب جمعه تهران و در گذشته خود مقام رهبری اعلام کردند، کاندیدها   مراقب بد اخلاقی انتخاباتی باشند.

آقای رئیس جمهور هم چه کودکانه درصدد سفارش برآمدند و حکومت آمریکا را به برگزاری انتخابات آزاد توصیه  کردند. ایشان به لطف انتخابات آزاد هرگز نمی توانستند چنین موجب شرمندگی و فقر کشور شوند. آقای دکتر احمدی نژاد بهتر است فکر برگزاری انتخابات آزاد و مطمئن در کشور خودمان باشند و فراموش نکنند که بنیانگذار این نظام میزان را رای مردم می دانست.                

سید احمد طباطبایی

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در یکشنبه سی ام دی 1386  |
 نامه ای به یکی از مسئولان

نامه ای به یکی از مسئولان

 

سلام یکی از مسئولان . دیدمت .

خوب بودی!

این دومین نامه ای است که دارم برات می نویسم . از بنس که مورد علاقه  منی . از بس که مشکلات آدم رو حل می کنی . راستش همین که لب به سخن می گشایی تمام معضلات زرتش قمصور می شوند.

ای مشکل نابود کن، ای معضل کش ، ای رفع کننده هر چی گیر است ، ای پاک کننده هر چی مسئله است ، دستت درد نکند ایول به طور کل .

خوشحال هستم  که وقتی امروز صبح پا به خیابان گذاشتم دیدم همه چیز عوض شده. رفتم سوپرمارکت ، باور کن گفتم لبنیات می خوام  گفت شده نصف قیمت . گفتم رب می خوام گفت راه ندارد حتما باید قسطی ببری. گفتم تن ماهی چطور ؟ گفت رسیده به قیمت دولت معلوم الحال قبلی یعنی کمتر از نصف قیمت کنونی . نمی دانی نمیدانی چه حالی بهم دست داد . ای یکی از مسوولان خان جان . گفتم چطور آخه ؟ گفت مگر صحبتها را نشنیده ای ؟

بعد رفتم بنگاه مسکن گفتم خانه داری ؟ گفت بله قیمتش هم برگشته به قیمت معلوم الاحال قبلی گفتم یعنی یک سوم ؟ گفت بعله. گفتم آخه چطور ؟ گفت مثل اینکه تو تلوزیون نگاه نمی کنی . گ فتم چه ربطی داره ؟ گفت دولت اعلام کرده که در زمینه مسکن اشتباه کرده است و پس  از این حماسه اعتراف مسکن را ارزان کردیم ، بخر خیر شو ببینی! یکی از مسوولان جان رفتم کیوسک مطبوعاتی متاسفانه البته جای گلایه هم هست که هنوز یکی دو تا از نشریات همسو با دولت نشده اند وجود دارند که امیدوارم که با تلاش شبانه روزی مسوولان خدمتگذار این معضل نیز در مصاحبه تلویزیونی بعدی حل شود . بله می گفتم رفتم کیوسک مطبوعتی دیدم روزنامه های ورزشی نوشته اند ایران قهرمان جام ملتهای آسیا شد و به جام جهانی نیز راه یافت ...

یکی از مسوولان جان روغن هم ز حلب کیلویی 11 هزار تومن به قیمت معلوم الحال قبلی ( 4 هزار تومن) برگشته ...

ممنون  ای یکی از مسوولان که مشکلات ما رو حل می کنی

 

حق تایپ محفوظ است اما با ذکر منبع آزاد است (به هر حال ما هم زحمت کشیدیم)

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در یکشنبه بیست و سوم دی 1386  |
 آه بار دیگه

دو کلمه حرف حساب: جامعه بی ریا چه جامعه است :

ریا یعنی تظاهر به چیزی که واقعا در وجود فرد نیست و می تواند دلایلی چون مسائل مالی ، کسب مقام و اعتبار قدرت ، یا جلب توجه کسی یا کسانی باشد. همه در جامعه ما بر این مسئله اتفاق نظر دارندکه ریا در جامعه به طرز نگران کنندهای در حال افزایش است و اگر کسی منکر آن باشد احتمالا خود جزء دسته ریاکاران است . ریا را بخش ها مختلف جامعه می توان مشاهده کرد اما در جایی که بسیار مشهود است سیستم های اداری و دولتی است اما به درستی دلیل این افزایش چیست ؟ یکی از دلایل اصلی که می توان نام برد سیاستها و قوانین نادرستی که در نظام وجود دارد . متاسفانه سیستم اداری مملکت به گونه ای است که باعث تقویت این عادت اخلاقی زشت می شود یکی از مواردی که می توان به آن اشاره کرد نبود ارزشهای درست در سیستم اشاره کرد یعنی اصل شایسته سالاری در سیستم نادیده گرفته شده و مسایل فرعی دیگری جایگزین آن شده است به گونه ای که اگر فرد طالب پیشرفت در نظام باشد مجبور به ریا کاری می شود حال اگر اصل توانایی ها و میزان تلاش فرد باشد مطمئناً هیچ کس تا کار نکند نمی تواند تظاهر به پر تلاش بودن کند زیرا این دو معیار دارای بازتاب و نتیجه هستند و تظاهر به آن بدون داشتن نتیجه ممکن نیست پس با برداشتن ارزشهای نادرست هم می توان جلوی ریا را گرفت و هم باعث پیشرفت افراد لایق در جامعه می شود که خودباعث پیشرفت مملکت می شود . از طبعات منفی دیگر این سیاست های نادرست می توان به فرار مغزهای در ایران اشاره کرده . طبق آمار رسمی هر ساله 13000 نفر افراد نخبه از ایران می روند . به راستی دلیل اصلی رفتن آنها چیست آیا جزء این است که برای کار و توانایی های آنها آنطور که باید و شاید ارزش قائل نیستند. تحقیقات و مصاحبه های به عمل آمده در مورد این افراد نشان می دهد دلیل اصلی رفتن این افراد نبود احترام و ارزش کافی برای توانایی های این افراد است و حتی در مواردی خودداری سیستم از استخدام آنها. دلیل دوم آنها نبود آزادی بیان در جامعه عنوان شده است که فعلا موضوع بحث ما نیست.آخه توی مملکتی که برای استخدام مصاحبه عقیدتی انجام می دهند و حاج آقا مثل آب خوردن به خاطر بلد نبودن دعاکمیل ردد می کنه به نظر شما جای موندن است؟!!!؟ تازه جالب اینجاست توی هر مصاحبه هم که رد بشی به عنوان پرونده استخدامی برات نگه می دارن تا نکنه یه جای دیگه استخدامت کنند. آیا سیاست گذارهای فعلی جامعه ما می دانند که یکی از دلایل پیشرفت آمریکا جذب کردن نخبه ها از تمام دنیا می باشد؟ آیا اونجا هم مصاحبه عقیدتی انجام می دن !؟ یکی نیست به اینا بگه شما نمی خواد نخبه های دنیا رو جمع کنید همین نخبه های خدمونو نگه دارید دستتون درد نکنه. اینا می گن تخصص در کنار تعهد باید باشه آخه مگه تعهد توی دعا کمیله یا توی رساله ها نوشته ؟!!؟ چطور اونای که العان رفتن تو کشورهای دیگه و پستهای مدیریتی اونجا رو دست گرفتن نسبت به اون کشور تعهد دارن ولی به کشور خودشون ندارن !! ظاهرا تعهد در فرهنگ لغت شما بد معنی شده این تعهدی که شما ازش دم می زنید جزء باعث ترویج ریا در جامعه و دلسرد کردن افراد توانا از کار در این سیستم نتیجه دیگه ای ندارد. اگر به این مسائل خوب دقت شود عین بی عدالتی در جامعه مشاهده می شود از اثرات مخرب دیگه این وضعت می توان به عقب ماندگی جامعه و ترویج ریا در جامعه نام برد. در کل شرایط به گونه ای استکه اگرکسی هم به مقابله با این سیستم برخیزد و قصد ریا کاری نداشته اشد محکوم به عقب ماندگی و کار در شرایطی کا واقعاً مناسب توانایی های شخص نیست.

 

نویسنده : مدیریت وبلاگ

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

 

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در پنجشنبه بیستم دی 1386  |
 نامه ای به یک نامزد رد صلاحیت شده

نامه ای به یک نامزد رد صلاحیت شده

سلام نامزد ردی چطوری ؟ اساساً و اصولا خیلی ضایع است آدم رو توی مرحله نامزدی رد کنند. به هر حال هیچ کاری بی دلیل نمی شود و اگر کسی را در نامزدی قیدش رامی زنند معنی اش این است که لابد یک خبط و خطایی کرده است دیگر. به هر حال در نامزدی بی خود طرف را ول نمی کنند و اینکه می گویند چکمه نپوشید و در دانشگاها بین دختر و پسر سیم خاردار بکشید و در تالار عروسی هم مامور بگذارید همه اش به خاطر این است که پس فردا در مرحله نامزدی رد صلاحیت نشوید !

 ای نامزد ! اخیرا گفته شده هر کسی در هر مرحله ای و در هر دوره ای که رد صلاحیت شده باشد در انتخابات مجلش هشتم رد صلاحیت خواهد شد و این کلام بسیار حکیمانه است و باعث می شود  پیش از انتخابات مجلش هشتم از این نامزد بازی های لوس و جلف نداشته باشیم . واقعا خجالت دارد شما هی می آیید و نامزد می شوید. روجوع شود به یکی از سخنان شیوا و شهلای یکی از مسئولین که ازش پرسیدند خودتان نامزد ریاست فوتبال نمی شوید جواب دادند نه من 27 سال پیش نامزد کردم! من اطلاع واثق دارم از این استدلال، افلاتون کپ کرده ، ارسطو بیست دقیقه تکنو می زده است.

حال شما چرا با وجود اینکه اغلبتان زن بچه دارید آمده اید نامزد شده اید؟ خجالت نمی کشید؟ چشتون به دوتا چکمه افتاد سریع هوس کردید نامزد بشید. خوب معلوم است وقتی که انگیزه شما این است باید هم رد صلاحیت بشوید. چی فکر کرده اید ؟ می خوایید تایید بشوید بعد هم یه عده مردم به شما رای بدند و بعد هم بعد از نامزدی وارد یه بقیه مسایل بشوید ؟ خجالت هم خوب چیزی است. پس کو شرم ؟حیا کجاست؟

ای نامزد! اگر یه آدم موسوم به خاتمی آمد و گفت کسی حق ندارد به جای مردم کسی را رد یا تایید کند معلوم است که ریگی ، قلوه سنگی ، تخته سنگی چیزی به کفش دارد. شما این حرفها را جدی نگیرید تا من خون در بدن دارم و تا وقتی این نامه ها را می نویسم و تا وقتی از اون بالا کفر میایه، نخواهیم گذاشت تا شما نامزد بشوید و سر از مراحل بعدی اش در بیاورید. ای نامزد! من مدرک دارم که در خانه ات زیر پیرهن رکابی تنت بوده . مدرک دارم پیژامه راه راه پوشیده ای دو مورد. با همسرت رابطه داری مدرک زنده هم هست دو سه تا بچه ! پس عقل می گوید باید رد بشوی ،حرف اضافه هم نزن .  

 

حق تایپ محفوظ است اما با ذکر منبع آزاد است (به هر حال ما هم زحمت کشیدیم)
|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در پنجشنبه بیستم دی 1386  |
 اندیشه:

دو کلمه حرف حساب :  مراسمات مذهبی و دینی و تاثیر آنها د رجامعه :

بر هیچ کس پوشیده نیست که دین اسلام دارای جزئیات زیادی است . هر دینی دارای یک سری عقاید بنیادی است که پایه و اساس آن دین را تشکیل می دهد که هر کس با پذیرفتن آنها پیرو آن دین شناخته می شود و بعد دارای یکسری مسائل فرعی نیز می باشد که شاخ برگ آن مذهب را تشکیل می دهد ولی تنه و ریشه آن را همان عقاید بنیادی تشکیل می دهد . در جامعه کنونی ما اینقدر به مسائل فرعی پرداخته اند که  حقیقت دین را فراموش کرده اند و متاسفانه دولت نیز هر چه بیشتر به آن دامن می زند و آن را در جامعه رواج می دهد. یکی از این مسائل که می توان از آن یاد کرد مراسمات مذهبی است که با سخرانی های آنچنانی و مداحی های جان سوز عده ای زیادی را اطراف خود جمع می کنند و با احساسات مردم بازی می کنند. آخر من نمی دانم طفلان مسلم که 1400 سال پیش مرده اند  چقدر مظلوم بوده اند از کودکان جامعه ما که تمام زندگی شان را در فقر و گوشه خیابان زندگی می کنند و به خاطر وضعیت اجتماعی اسفبارشان نه از این دنیا خیر می بینند نه از اون دنیا مظلوم تر هستند به خدا که نه.

آنهایی که یقه و پیراهن خود را برای امام حسین پاره می کنند و تا 10 رو خود را برای امام حسین در عزا ، لباس سیاه و گِل غرق می کنند مقابل بی عدالتی ها جامعه نیز که از اهداف کربلا بوده است همینطور واکنش نشان می دهند ، من که ندیدم . بابا یه خورده به جای این تاتئر بازی کردن ها فکر جامعه مردم بیچاره آن باشید. آخه من نمی دونم اون طرفی که با هزار جور غرض قوله می ره حج چه فکری پیش خودش کرده آخه ریختن این پول توی جیب عربها چه صوابی داره و چه دردی از جامعه رو دوا می کنه اگه طرف واقعا به فکر کار خیره پول بده اون دختر بیچاره ای که به خاطر نداشتن جهاز مجبور نباشه خاستگارش رو پشت سر هم رد کنه آخرش هم مجبور بشه یا با منت و یه عمر سر کوفت خوردن بره خونه بخت یا بره خونه یه بابا بزرگ و تا آخر عمر حسرت یه زندگی که لایقش بود رو بخوره . آخه اون بچه ای که داره کنار خیابون گدایی می کنه یا آدامس و سیگار می فروشه بلد نیست درس بخونه یا لیاقتش رو نداره. یه خورده چشمامنو بیشتر باز کنیم همه این چیزها رو به وضوح توی جامعه می بینیم. به نظر من به جایی این همه ول خرجی ها که توی این مراسمات می شه و وقت مردم رو می گیرن به فکر فرهنگ سازی برای تقویت حس نوع دوستی در جامعه باشند تا شاید فاصله طبقاتی کنونی کمی کم شود. متاسفانه تفسیر فعلی دین در جامعه ما تفسیر سطحی و ابتدایی است که دولت نیز هر چه بیشتر به آن دامن می زند.

از طرف دیگر این مراسمات وسیله ظاهر سازی و فریبکاری بعضی ها شده است که هر چه بیشتر به پیکره این دین مظلوم ضربه بزنند . بیایی درست فکر کنیم . باور کنید خدا درون انسان زیباترین و انسانی ترین حس ها را قرار داده و کار دین تقویت و شکوفا کردن این حس ها و سوق دادن انسان به سوی خدا است نه اینکه اینقدر در این فرعیات غرق بشویم که چشم آنها را هم کور کنیم . در ضمن آقا ما ایرانی هستیم و در درجه اول باید به فکر مردم کشور خودمان باشیم زیرا به اندازه کافی بدخت بیچاره توی کشور داریم که فعلا فعلنا فکر کشورهای دیگه نباشیم .

ما با دین مخالف نیستیم بلکه با برداشت های غلطی که فعلا در رواج داره مخالفیم . ما می توانیم و این حق را داریم که مخالف باشیم چون این تفاسیر افرادی هستند که مطمئنیم معصوم نبوده اند پس ممکن است که اشتباه کرده باشند به هر حال بالاترین دادگاه وجدان است پس بگذارید جدای از تمام مسائل فرعی او تصمیم بگیرد.

 

نویسنده : مدیریت وبلاگ

 

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در سه شنبه هجدهم دی 1386  |
 فقر در کشور ثروتمند و منادی وجود عدالت اجتماعی

بيش از 9 ميليون ايراني زير خط فقر مطلق هستند

سر‌انجام پس از گذشت 5 ماه از سال 86 و امتناع وزارت رفاه از اعلا‌م رقم خط فقر، وزیر رفاه و تامین اجتماعی در جلسه ‌کمیسیون اجتماعی مجلس حاضر شد و از حضور 9 میلیون و 242 هزار و 700 ایرانی در زیر خط فقر شدید و مطلق خبر داد.

به نوشته كارگزاران، سر‌انجام پس از گذشت 5 ماه از سال 86 و امتناع وزارت رفاه از اعلا‌م رقم خط فقر، وزیر رفاه و تامین اجتماعی در جلسه ‌کمیسیون اجتماعی مجلس حاضر شد و از حضور 9 میلیون و 242 هزار و 700 ایرانی در زیر خط فقر شدید و مطلق خبر داد. مصری، وزیر رفاه و تامین اجتماعی که پیش از این در برابر پرسش‌های خبرنگاران، خط فقر را صرفا یک عدد دانسته و از رسانه‌ها خواسته بود تا خود را با آن سرگرم نکنند، در جمع نمایندگان کمیسیون اجتماعی مجلس خط فقر شدید شهری را 65 هزار تومان با نرخ 8/2 درصدی اعلا‌م کرد که به این ترتیب جمعیت زیر خط فقر شدید شهری یک میلیون و 278 هزار نفر است. هم‌چنین تعداد روستاییانی که زیر خط فقر شدید هستند 661 هزار و 700 نفر با نرخ 9/2 درصدی است که این افراد درآمدی بالغ بر 51 هزار و 400 تومان داشته‌اند.
موسی‌الرضا ثروتی، نماینده‌ بجنورد در تشریح مذاکرات این جلسه، تعداد جمعیت کل زیر خط فقر شدید روستایی و شهری در کشور را حدود یک میلیون 939 هزار و 700 نفر طبق گزارش‌های ارايه شده اعلا‌م کرد و افزود: خط فقر مطلق شهری طبق گزارش ارايه شده از سوی وزیر رفاه و تامین اجتماعی 162 هزار و 500 تومان و نرخ آن 5/10 درصد در شهر و 11 درصد در روستا عنوان شده است که جمعیت زیر خط فقر مطلق شهری 4 میلیون و 793 هزار نفر و جمعیت زیر خط فقر مطلق روستایی 2 میلیون و 510 هزار نفر است. ‌
وی افزود: جمعا 7 میلیون و 303 هزار نفر در زیر خط فقر مطلق در کشور بوده که با در نظر گرفتن جمعیت خط فقر شدید شهری و روستایی 9 میلیون و 242 هزار و 700 نفر در کشور زیر خط فقر شدید و مطلق هستند. نماینده ‌مردم بجنورد گفت: میزان مواد غذایی تامین‌کننده در روز برای هر فرد طبق الگوی غذایی2100 کیلو کالری است که مجموعه غلا‌ت و لبنیات و انواع گوشت سفید و قرمز شامل این الگوی غذایی می‌شود.‌ به گفته او بر اساس آمارهای ارايه شده از سوی جامعه‌شناسان و با توجه به گزارش‌ها و تغییر تعداد جمعیت، وضعیت اقتصادی و تورم موجود در کشور به نظر می‌رسد حدود 12 میلیون نفر در کشور زیر خط فقر شدید و مطلق باشند چرا که آمارهای استناد شده مربوط به سال‌های پیش است. ‌
ثروتی نصریح کرد: هنوز آمار و ارقام خط فقر در سال 86 استخراج نشده است.(منبع: سایت هوای تازه)

|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386  |
 مرثيه غمناك

و اما بخوانيد حكايت غم انگيز زورگويي دردوران دموكراسي و عدالت  


ماجراي كتك خوردن دو نفر از دانشجويان خانم
و

 سكوت تلخ مسئولان دانشگاه در قبال آن ؟!!!!!!    
داشتن امنيت جاني و برقراري آن جزو ساده ترين حقوق شهروندي مي باشد كه از طرف دولت و يا نهاد هاي مسئول (در اينجا دانشگاه ) لازم اجرا مي باشد . كوتاهي در اين زمينه اولاً باعث ناأمن شدن محيط مي شود و ثانياً لطمات روحي در اثر برخورد با چنين امري جبران ناپذير خواهد بود ( در مورد خانم ها بيشتر ) . ماجراي زير يك ماجراي كاملاً واقعي مي باشد كه شرح بيشتر را از اكثر خانم هاي خوابگاهي مي توانيد بپرسيد ( تعداد زيادي هم شاهد عيني مي باشند ) . ما در اينجا سعي در توضيح واقعه داشته و قصد هيچگونه تحريف واقعه و يا احياناً آبدار نمودن آن را نداشته ايم .
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386  |
 http://sedaye-payebaroon.blogfa.com/

مهر ورزی می کنیم

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ارشیا رها در یکشنبه بیستم خرداد 1386  |
 بیانه انجمن مستقل دانشجویان دانشگاه ایلام

حتماْ بخوانید و نظر دهید

 

بیانه شماره هفتم      انجمن مستقل دانشجویان دانشگاه ایلام               بسم الحق

 

 

مدتی بود که در میان جمعمان اینگونه تصور می شد که دیگر نیازی به بودنمان در فضای دانشگاه نیست . می اندیشیدیم که با حضور کادر مدیریتی جدید در دانشگاه وبا توجه به ظواهری که این کادر داردو تظاهرات دینی ریاست جدید دیگر نیازی نیست امثال ما گوشزرد کنند مشکلات زیادی را که دانشجویان مان با آن روبرو هستند اما با گذشت یکسالی از حضور ایشان و دیدن کارکردهایشان به عینه دیدیم  که فکر و برنامه جدید در میان نیست بلکه تنها بدون ریشی رفته وریشداری به جایش نشسته وتنها چیزی که عوض شده است اندازه ریش های افراد است وحضور اجباریشان در نماز جماعت دانشگاه  . ..                                                                                                                             

 

می خواهیم از ریاست دانشگاه بپرسیم

آیا هنگامی که حسابهای بانکی شخصیتان پر است نیز این گونه که در دانشگاه حیف ومیل می شود ولخرجی می کنند . واقعا" برای یک جشن 33 میلیون لازم است برای یک مراسم یک ساعته 3 میلیون زیاد نیست برای جلسه ای که هیچ خیری برایمان نخواهد داشت 250 هزار مبلغ گزافی نیست .

            

جناب رییس مدیریت ولخرجی نیست بلکه درست خرج کردن است

 

کمیته انظباطی

همیشه طرفدار احقاق حق دانشجویان بوده ایم اما نخواسته و نمی خواهیم از عده ای مفنگی در لباس دانشجو دفاع کنیم عده ای که اطراف خود را خلوت دیده اند و هر گندی که می خواهند به هیکل بد هیبت خود می زنند به جد می خواهیم  به جای برخورد با چند دختر وپسر که با هم خندیده ا ند و با هم راه رفته ا ند با این گونه ارازل و اوباش برخورد کنید و اگرنمی توانید ناظم خوبی باشید کنار روید تا خود جواب نفهمیشان را قاطعانه دهیم شاید شما هم کارتان آسان تر شود می دانیم که چقدر دوست دارید پشت میز هایتان لم دهید و . . .

کلامی با انجمن (اسلامی ؟غیر اسلامی ؟گزینه 2 ؟هیچکدام ؟)